عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
6
زبدة التواريخ ( فارسى )
تا آخر الزمان ، آيت [ 1 ] « ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ [ 1 ] » « 1 » مسلسل و پاينده « كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ [ 2 ] » « 2 » در چمن دولت روز به روز و سال به سال بطنا بعد بطن نسلا بعد نسل [ 2 ] چون كوه باشكوه راسى الاصول « 3 » گرداناد تا به مكان اخلاف نامدار ذكر اسلاف بزرگوار باقى ماند و پسر وارث ملك پدر شود و فروع قايم مقام اصول گردد . نظم درخت برومند چون شد بلند * گر آيد ز گردون بر او بد گزند چون از جايگه بگسلد جاى [ 3 ] خويش * به شاخ نو آئين دهد پاى [ 4 ] خويش مر او را سپارد بر و برگ و باغ * بماند پس از وى چو روشن چراغ خلفى صدق و سلالهئى شايسته و فرزندى مستعد اقبال و دولت و قرة العينى مستحق عقد نظم مملكت و قائم مقامى مستأهل « 4 » حفظ ولايت ، مسند سلطنت را به فر ذات و شكوه ثبات خود زيب و زينت داد [ 5 ] و دست فرماندهى پايمال غيرى نگشت و امروز سرير پادشاهى به ابهت اين هيبت ، رفعتى تمام و رتبتى بلند [ 6 ] دارد و تخت خسروى را به عظمت اين جناب مهابتى بزرگ است ، عدلى شامل و كرمى مستفيض و رحمتى بىدريغ ، بخششى بىمحابا و « ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ [ 3 ] « 5 » » آفتاب عدل او بر عالم و عالميان تابنده است و سايهء مرحمت او بر سر خرد [ 7 ]
--> [ 1 ] . ل : است [ 2 ] . ل : « نسلا بعد نسل » ندارد [ 3 ] . ت و ل : پاى [ 4 ] . ت و ل : جاى [ 5 ] . از « نظم مملكت » تا « زينت داد » در ل نيست [ 6 ] . م و ل : زينتى تمام بلند [ 7 ] . ت : خورد [ 1 ] قسمتى از آيه 34 ، سوره 3 [ 2 ] قسمتى از آيه 24 ، سوره 14 [ 3 ] قسمتى از آيه 4 سوره 62 ( 1 ) ذريه ( ابراهيم و عمران ) بعض آن از بعض ديگر است . ( 2 ) ( سخن نيك ) ، چون نهال نيك است ، بيخش در زمين استوار است و شاخش رو به آسمانها است . ( 3 ) راسى الاصول : با ريشههاى محكم ( المنجد ) . ( 4 ) مستاهل : سزاوار ، شايسته ، لايق ( منتهى الارب ) . ( 5 ) اين كرم خداست كه آن را به هركه خواهد دهد .